ترانه آهنگ پوپک به نام سکوت شب
تنهایی ام تاوان عشقم بود عشقی که تو اصرار می کردی!
صد بار گفتم می روی، افسوس با خنده ات انکار می کردی!
از هر خیابان رد شدم بی تو یک تکه از قلبم ترک برداشت
حال مرا این شهر می فهمد بغض مرا هر کوچه باور داشت
پس از تو در سکوت شب همیشه فکر می کنم
از اول اشتباه بوده هر چه کردم
(شبیهِ سایه بعد تو، به در نگاه می کنم
دریچه آه می کشد به حال دردم)
میان عقل و عشق من بخاطر تو جنگ شد
به عشق دل سپردم و چنین شکستم
من از قمار عاشقی چه داشتم جز آس دل؟
اگر چه باختم، ولی برنده هستم!
تو رفته ایَ و در دلت خیال می کنی که من
نشسته ام به انتظار دیدن تو
اگرچه سرنوشت من به دست تو خراب شد
به دیگری سپرده ام دل خود از نو
میان عقل و عشق من بخاطر تو جنگ شد
به عشق دل سپردم و چنین شکستم
من از قمار عاشقی چه داشتم جز آس دل؟
اگر چه باختم، ولی برنده هستم!